●●•٠·˙  ▒▒   ▒▒    ˙·٠•●   

ҳ̸Ҳ̸Ҳ̸ҳҳ̸Ҳ̸Ҳ̸ҳ هــــانیــــتام ولــــنتاینمون مـــبارک عشـــــق ابــــــدیـــــم ҳ̸Ҳ̸Ҳ̸ҳҳ̸Ҳ̸Ҳ̸ҳ

●●•٠·˙  ▒▒   ▒▒    ˙·٠•●   

از هم دور مي شويم و خودمان را عادت مي دهيم

شب که مي شود بي آنکه بدانيم ، هوس با هم بودن مي کنيم ...  

اما هر دو يک چيز را خوب مي دانيم که همديگر را دوست داريم

از اينکه بخواهيم روياهايمان را با غريبه اي ديگر قسمت کنيم

هراس داريم ...

دنيايمان به هم تعلق دارد

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ

از اينکه به خاطر حادثه اي اشک در چشمان يکي از ما بنشيند

از غصه مي ميريم ...

پس تکليف من و تو چيست ، اين همه دلتنگي براي کيست ؟

وقتي از عشق گريزانيم ، اين ادعا که با هميم عاشقي نيست !

بيا اين بار که همديگر را ديديم ، براي يک بار روبروي هم بنشينيم ...

ะะะ ะะะ ะะะ 

تو بگو زندگي ، من مي نويسم زندگيم تويي

تو بگو عشق ، من فرياد مي زنم عشقم تويي

ะะะ ะะะ ะะะ 

من مي گويم تنها ، تو بگو تنهايي بي من

من مي نويسم دلتنگ ، تو بگو هميشه دلتنگي بي من ...

ะะะ ะะะ ะะะ 

دنيا که به آخر نمي رسد !

اينگونه خيره در نگاه عاشقانه هم ، در يک کلمه ، اعتراف 

احساسمان را ببينيم

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ

 

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ

روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ، به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی

با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان ، ای خورشید خاموش نشدنی

ะะะ ะะะ ะะะ 

همچو یک رود که آرام میگذرد

عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل

ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست

ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست

ะะะ ะะะ ะะะ 

ای جان من ، مهربانی و محبتهایت ، وفاداری و عشق این روزهایت

  امیدی است برای خوشبختی فردایت  

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ

میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند

مثل یک گل به پاکی چشمهایت

به وسعت دنیای بی همتایت

ะะะ ะะะ ะะะ 

هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی ، امواجی از یاد تو را میخواهم  

در دریای خاطره های به یادماندنی

همنفسمی ، ای که با تو یک نفس عاشقم

همزبانمی ، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم

حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت 

که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ

چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را

گفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است   

که مرا به آتش کشیده است

ะะะ ะะะ ะะะ 

همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است

هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است

چقدر قلبت زیباست...

ะะะ ะะะ ะะะ 

چه بی انتهاست قصر عشق تو و من 

چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ،در کنار تو

تویی که برایم از همه چیز بالاتری و از همه کس عزیزتر

میخوانمت تا دلم آرام بماند

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ

ะะะ ะะะ عشقـــم هـــانیتـــــام دوستت دارم عــــزیزه دلــــــم ะะะ ะะะ

ะะะ ะะะ میبوسمــــــت نفــــــــسم ะะะ ะะะ

ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ ะะะ